یک محله داریم هیشکی نداره

ای وطن نفسهایم را برای بودن در هوای تو نگه میدارم...........

دلنوشته ای به یاد دوستان سنگاچینی(نویسنده : جناب آقای رحیم احمدجوی کپورچالی))
نویسنده : سنگاچینی - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

 

 

 

 

می خواستم بر اساس یک حرکت و عمل یکی از بچه ها داستانی را بنویسم .اما مروری می کنم به صورت یادواره و در انتها یک متن در رابطه با آن عمل که حدود 7 سال پیش نوشته ام را با توضیحات اضافه خواهم نمود.

 

در سالهای خیلی دور کپورچال مرکزی بود برای روستاهای دور وبر برای خرید کردن مایحتاج و تحصیل بچه ها.از بچه های روستای سنگاچین که تقریباً در مرکز حدفاصل بندرانزلی و کپورچال قراردارد سه نفر از بچه ها را که دوست و همکلاسیمان بودند به یاد دارم .عبدالله خوشحال که از نیمه دهه 50 هیچ گونه خبری از او ندارم و شهیدان هاشم احمدی و عبدالعزیز یوسفی که در سالهای اولیه انقلاب شهید شدند.این دو در انزلی هم باما بودند. هاشم احمدی در کنار دست من سر یک میز می نشستیم.با آن چشمهای آبی رنگ و چهره ای که اصلا شباهتی به شمالی ها نداشت و لبخند زیبایی داشت.


 
 
ناستولوژی دهه 60
نویسنده : سنگاچینی - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳
 
Untitled-8yTjHk.jpg